تبلیغات
خاکـــریز 12 ( آموزش )

مرهــــــم:

چهارشنبه 5 بهمن 1390 01:19 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

با عرض قبولی طاعات وعبادات خدمت تمامی شیعیان در ماه های محرم وصفر وعزاداری پیامبربزرگوار(ص) واهل بیت شان به این نکته مهم واساسی در زندگی تان اشاره میکنم :

هرفرد ما خداوکیلی در زندگی چقدر به حدیث ثقلین عمل کردیم تا کی وکجا می خواهیم قرآن را نشانه مجالس ختم ومرگ بدانیم تا کی میخواهیم قرآن را فقط درسرسفره عقد وکتابخانه خانه مان ببینیم یا نه یک مقدارپیشرفته تر فقط در ماه مبارک رمضان چندآیه از آیات آن را تلاوت کنیم آیا واقعاً این همان قرآنی که خدا به پیامبرش نازل کرد وفرمود این برنامه کامل زندگی انسانه

انصافاً و وجداناً این حقّ قرآن بر زندگی مانیست!!!!!!

مگر پیامبر سفارش نکرد که باید این قرآن واهل بیت کنار هم باید باشند پس چرا اینطور شده ، اگر مشکلی وایرادی در زندگیا هست ازهمینه دیگه !!!

ما هم قربان خودمان بریم شدیم برعکس اهل تسنن آنها فقط قرآن وما هم تاحدودی اهل بیت ، تاکی میخواهیم از این وضعیت ناله بزنیم ،پیامبربا کسی که شوخی نداشت ، حجّت را برهمه تمام کرد

بیایید یکباره دیگر حدیث ثقلین را دوره ودرآن تامل کنیم شاید خدا خواست واصلاح شدیم

((انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما))

«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی‌شوندتا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

ازاین که لحن تندی داشتم از همه خوانندگان عذر می خوام

وراستی یادتان نره یک سری راهکار عملی برای فرار از این مشکل خواستارم

                                       موفق ،پیروز ، قرآنی و اهل بیتی باشید


آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 بهمن 1390 01:44 ق.ظ

 

یهود درقرآن :

پنجشنبه 15 دی 1390 03:43 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

سیمای یهود از دیدگاه قرآن  :

کسانی که مکلّف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند ،مانند الاغی هستند که کتاب هایی حمل می کنند ولی چیزی از آن نمی فهمند،گروهی که آیات خدا را انکار کردند ،مثل بدی دارند وخداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند. (سوره جمعه -5 )

در این آیه حاملان تورات به الاغ تشبیه شده ولی در موارد دیگر نیزقرآن به شدت از افکار ورفتار یهود انتقاد کرده است از جمله :

1-رفاه طلب هستند

2- غرق در گناه ونافرمانی شده اند وقابلیت پاکیزگی ندارند.

      3- در روی زمین فساد می کنند.

 4- به خداوند تهمت می زنند وکتاب الهی را تحریف می کنند .

5- هرکجا وحی مطابق میل شان نباشد تکبّر می ورزند.

 6- نسبت به اهل ایمان بیشترین کینه را دارند.

 7- بعضی از پیامبران را به قتل می رسانند وبرخی را تکذیب می کنند .

 8- مورد غضب خداوند قرار گرفته اند .

9- گروهی از انان مورد لعنت حضرت عیسی (ع) و حضرت داود(ع) بودند.

10 - ...

 


آخرین ویرایش: - -

 

باید بدانیـــــم :

دوشنبه 21 آذر 1390 06:11 ب.ظنویسنده : م.ع منتظر

 


زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای

زندگینامه

رهبر عالیقدر حضرت آیت الله سید على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در 1318 شمسی برابر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگى سید جواد خامنه اى مانند بیشتر روحانیون و مدرسّان علوم دینى، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معناى عمیق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى‌گویند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر... زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»
امّا خانه اى را كه خانواده سیّد جواد در آن زندگى مى كردند، رهبر انقلاب چنین توصیف مى كنند:
«منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یك خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود كه فقط یك اتاق داشت و یك زیر زمین تاریك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمین كوچكى را كنار این منزل خریده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام كردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

در حوزه علمیه
ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز كرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند.
درباره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت مى گویند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب این راه نورانى روحانیت پدرم بودند و مادرم نیز علاقه مند و مشوّق بودند».
ایشان كتب ادبى ار قبیل «جامع المقدمات»، «سیوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سلیمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت مى كرد. كتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواند. سپس «شرایع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» و رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور كم سابقه و شگفت انگیزى در پنچ سال و نیم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمى در پیشرفت این فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، كتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسى» خواندند.

 در حوزه علمیه نجف اشرف
آیت الله خامنه اى كه از هیجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمى میلانى شروع كرده بودند. در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شركت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سید محسن حكیم، سید محمود شاهرودى، میرزا باقر زنجانى، سید یحیى یزدى، و میرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و ایشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نكرد. پس از مدّتى ایشان به مشهد باز گشتند.

 در حوزه علمیه قم
آیت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمى بروجردى، امام خمینى، شیخ مرتضى حائرى یزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده كردند. در سال 1343، از مكاتباتى كه رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند كه یك چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت الله خامنه اى به این نتیجـه رسیدند كه به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت كنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد مى گویند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفیقات زیادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، اعتقادم این است كه ناشى از همان بّرى «نیكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام». آیت الله خامنه اى بر سر این دو راهى، راه درست را انتخاب كردند. بعضى از اساتید و آشنایان افسوس مى خوردند كه چرا ایشان به این زودى حوزه علمیه قم را ترك كردند، اگر مى ماندند در آینده چنین و چنان مى شدند!... امّا آینده نشان داد كه انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهى براى ایشان سر نوشتى دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آیا كسى تصّور مى كرد كه در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، كه براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولایت امر مسلمین خواهد رسید؟! ایشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصیلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد بویژه آیت الله میلانى ادامه دادند. همچنین ازسال 1343 كه در مشهد ماندگار شدند در كنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس كتب فقه و اصول و معارف دینى به طلـّاب جوان و دانشجویان نیز مى پرداختند.

 مبارزات سیاسى
آیت الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى (ره) هستند» امـّا نخستین جرقـّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ایشان زده است، هنگامیكه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان خان، سخنرانى پر هیجان و بیدار كننده اى در موضوع احیاى اسلام و حاكمیت احكام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیسى و دروغگویى آنان به ملـّت ایران، ایراد كردند. آیت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شدند. ایشان مى گویند: «همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شكى ندارم كه اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن كرد».

 همراه با نهضت امام خمینى (قدس سره)
آیت الله خامنه اى از سال 1341 كه در قم حضورداشتند و حركت انقلابى واعتراض آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضد اسلامى و آمریكا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب هاى فراوان و شكنجه ها و تعبیدها و زندان ها مبارزه كردند و در این مسیر ازهیچ خطرى نترسیدند. نخستین بار در محرّم سال 1383 هـ.ق از سوى امام خمینى (قدس سره) مأموریت یافتند كه پیام ایشان را به آیت الله میلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم و افشاگرى علیه سیاست هاى آمریكایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریكا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگیر و یك شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینكه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.

 دوّمین بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383 هـ.ق - آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد كرمان حركت كردند. پس از دو ـ سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ایشان بویژه درایـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان كه مصادف با میلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریكایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواك شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران كرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شكنجه ها را تحمّل كردند.

 سوّمین و چهارمین بازداشت
كلاسهاى تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت ها سبب عصبانیت ساواك شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگى مى كردند و یك سال بعد ـ 1346ـ دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواك جهنّمى پهلوى در سال 1349 نیز دستگیر و زندانى گردند.

 پنجمین بازداشت
حضرت آیت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواك مى نویسد:
«از سال 48 زمینه حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مى داد كه دستگاه از پیوستن جریان هاى مبارزه مسلـّحانه به كانون هاى تفـّكر اسلامى به شدّت بیمناك است و نمى تواند بپذیرد كه فعالیّـت هاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان ها بیگانه و به كنار است. پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و كلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد».

 بازداشت ششم
در بین سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه مسجد «كرامت» ، «امام حسن» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشكیل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به این سه مركز مى كشاند و با تفكّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى كپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تكثیر و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى كه درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیكِ ایران، افكار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. این فعالیـّت ها موجب شد كه در دى ماه 1353 ساواك بى رحمانه به خانه آیت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت ها و نوشته هایشان را ضبط كنند. این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز 1354 در زندان كمیته مشترك شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختى هایى كه ایشان در این بازداشت تحمّل كردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان
كه آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امكان تشكیل كلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.

 در تبعید
رژیم جنایتكار پهلوى در اواخر سال 1356، آیت الله خامنه اى را دستگیر و براى مدّت سه سال به ایرانشهر تبعید كرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفـّاك پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى پیروزى انقلاب كبیر اسلامى ایران و سقوط خفـّت بار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاكمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.

 در آستانه پیروزى
درآستانه پیروزى انقلاب اسلامى، پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصیت هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمینى در ایران تشكیل گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى «ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر كبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 پس از پیروزى
آیت الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و بسیار مهّم بودند كه در این مختصر فقط به ذكر رؤوس آنها مى پردازیم:
٭ پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماینده امام خمینی«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ایران؛ با تجهیزات و تحریكات قدرت هاى شیطانى و بزرگ ازجمله آمریكا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ ریاست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجایى دومّین رئیس جمهور ایران، آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با كسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حكم تنفیذ امام خمینى (قدس سره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به این مقام و مسؤولیت انتخاب شدند.
٭ ریاست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
٭ ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولایت امّت، كه از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر كبیرانقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارك و درستى بود كه پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلكه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.


منبع :http://www.khamenei.ir

آخرین ویرایش: - -

 

آگهی همکاری :

جمعه 18 آذر 1390 01:02 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 
در این بامداد جمعه یک فکری به نظرم رسید  که دوست دارم شما را هم در آن شریک کنم! همه ما می دانیم که مولای مان حضرت حجه ابن الحسن العسکری با خواست خدا در چنین ساعات و روزهایی  ظهور خواهد کرد اما آیا به این هم فکر کردید که هر کدام مان باید وباید برا تاکید می گم که باید یه سری تغییراتی در کارهایمان انجام دهیم تا ظهور ایشان را نزدیک کنیم حالا از این جا شروع می کنم بیایید هر فردی که این متن را می خونه یه کاری که ظهور حضرت را تعجیل می دهد والبته باید عملی باشد را به من ارسال کند ومن در وبلاگ قرار می دهم تا از ان استفاده کنیم وانجامش دهیم ان شا الله که مورد رضایت خدا ودر ادامه آن مورد رضایت حضرت واقع شود.
ازخودم شروع می کنم
احترام به پدر ومادر
  البته نه به این شکل که از این طرف وآن طرف می شنوید یک راهکار عملی
راستی می دونید که احترام به پدر ومادر هم در قرآن سفارش شده وهم مورد سفارش معصومین در روایات بوده من به نظرم رسید این هم می تونه یکی از عوامل ظهور امام زمان بشه
بیایید:
(هر زمان که با پدر ومادر مان به مشکلی برخوردیم ویا بحث مان شد با یک " شما راست می گید :" ودر ادامه آن ترک محل مثلا به اتاق دیگری رفتن ویا به حیاط ویا سرویس رفتن ادامه ماجرا رو خاتمه دهیم)

......منتظر پیام هایی که برام می گذارید هستم تا پس از خوندنشون در وب قرارش بدم......

راستی بد نیست این جا از نهج البلاغه هم یه متن براتون بذارم:
حقوق متقابل پدر وفرزند:
 فرزند را برپدر حقّی وپدر را بر فرزند حقّی است ، حق پدر بر فرزند آن است که در همه چیز جز درمعصیت خدا اطاعتش کند وحق فرزند بر پدر آن است که نام نیک برایش انتخاب وتربیتش را خوب نماید وقران به او بیاموزد.
(حکمت 399 )

آخرین ویرایش: یکشنبه 20 آذر 1390 11:38 ق.ظ

 

عفت وپاکدامنی از دیدگاه نهج البلاغه :

جمعه 18 آذر 1390 12:59 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 
 پاداش مجاهد شهید در راه خدا بیشتر نیست از پاداش کسی که با تمام توانش پاکدامن( ناتوان بر گناه ) باشد گویی که شخص پاکدامن فرشته ای از فرشتگان خدا است.

(حکمت 474 )

آخرین ویرایش: - -

 

بیایید رنگ خدایی بگیریم .....

چهارشنبه 16 آذر 1390 02:13 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 
 معمولا همه مردم به معنویات اهمیت می دهند اما درون مایه وهسته آن نیز متفاوت است اگر ما در زندگی خدا را شاهد کارهایمان در اتفاق های خوب وبد بدانیم بر روی تفکر ماتاثیر می گذارد واین نگرش جریان زندگی مان را تغییر می دهد که باعث می شود از بدی ها دور شویم ، وهمچنین موجب میشود که هر فرد بداند هیچ وقت در زندگی تنها نیست . یکی از نتایج دیگر مهم امیدوار بودن به خدا و در واقع رنگ خدایی داشتن در زندگی است در این جانمونه ای بارز وتاثیر گذار از حوادث کربلا را مثال می زنم: شخصی به نام حّر وقتی که  با سپاهی مقابل امام حسین (علیه السّلام) آب را بر روی ایشان بست به خاطر داشتن همین اتصال های معنوی جریان زندگی ایشان تغییر پیدا کرده تا جایی که در دامن امام زمان خویش جان داد ودنیا وآخرت خود را به شکل معجزه آوری نیز تغییر داد. با معنویت بودن را شاید بتوان آرامش داشتن هم تعریف کرد. راستی بدنیست معنای با خدا بودن را هم  بدین صورت تعریف کنیم که امیدوار بودن وحرکت کردن  دانست. برای این که زندگی مان رنگ خدایی بگیرد فقط کافیست که در هر کار واندیشه ای به خودمان متذکر شویم که این فعل خدایی است یا نه ؟ و این می توند تاجایی انسان را اوج دهد که حضرت قاسم (علیه السّلام ) در کربلا  شهادت را شیرین تر از عسل می داند نیز برساند. امیدوارم توانسته باشم آن چه را که مدنظرم بوده به تحریر آورده باشم ورضایت شما را ازاین متن به دنبال داشته باشد

آخرین ویرایش: جمعه 18 آذر 1390 01:24 ق.ظ

 

دعای فرج امام زمان (عج)

سه شنبه 8 آذر 1390 02:18 ب.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

برای تعجیل فرج بسیار دعاکنید که فرج شما در همان است.

( کمال الدین ج2 باب45 ح4 ص 237 )

از گذشته ها همیشه وقتی می گفتند برای فرج امام زمان دعا کنید وسپس دعای فرج را همه با هم در مجالس زمزمه می کردند دوست داشتم بدانم منبع ومعنی این دعا به صورت کامل چیست با جستجو هایی که کردم به این نتیجه که در متن زیر برایتان آورده ام است رسیدم  گفتم شاید کسانی دیگر هم مثل من باشند:

(اللّهمَ کُن لِولیکَ الحُجَّه بن الحَسن صَلواتُکَ عَلیهِ وعَلی آبائهِ فی هذهِ السّاعَه وفی کُلِّ ساعَه ولیاً وحافظاً وقائداً وناصراً ودلیلاً وعیناً حَتّی تُسکِنهُ ارضَکَ طوعاً وتمتِّعهُ فیها طَویلا)

خدایا برای ولی خود، حجه بن الحسن که درودتو بر او وپدارنش باد در این ساعت ودر همه ساعات سرپرست ونگهبان ورهبر ویاور وراهنما ودیده بان باش تا آن زمان که او را در زمین خود با میل ورغبت جای دهی وبرای مدتی طولانی او را در زمین بهرمند سازی.

 منبع این دعای پرخیر وبرکت در مفاتیح الجنا ن اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان می باشد.


آخرین ویرایش: سه شنبه 8 آذر 1390 02:38 ب.ظ

 

جایگاه ولایت فقیه در مهدویت :

یکشنبه 6 آذر 1390 08:25 ب.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

.....هو ربّ.....

در این متن سعی برآن است یک تاریخچه و آشنایی کلی با بحث جایگاه ولایت فقیه در اندیشه وتفکر مهدویت نیز مطرح شود ونیز امیدوارم که این مطالب مورد رضایت تان قرار گرفته واگر تمایل داشتید نیز نظرات خود را برایم نیز ارسال کنید

 

تقریباًاز زمان امام هادی (ع) به بعد به علت شرایط خفقان و محدودیت هایی که نیز شیعیان را تهدید می کرد امامان بزرگوار نیز به انتخاب وکیل هایی برای خود اقدام می کردند که این وکلا مورد تایید امامان وهمچنین از بهترین افراد زمان خود نیز بوده اند و شامل ویژگی هایی از جمله امانت داری، پاک دامنی ، عدالت در گفتار ، رازداری و ... نیز بوده اند که از جمله این افراد می توان به عثمان بن سعید که از وکلای امام هادی بودند وتا زمان امام زمان چند سالی هم وکیل ایشان بودند نام برد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که امامان معصوم مردم را از آن زمان کم کم با مسئله ولایت فقیه نیز آشنا وآماده می کردند

سپس در آخرین روزهای عمر نائب چهارم  در غیبت صغری طی نامه ای که امام زمان به ایشان نیز دادند حجت را برهمه نیز تمام کردند واز ایشان خواستند که پس از مرگ دیگر نایبی برای خود معرفی مکن.

پس در دوران غیبت کبری ارتباط مردم برای شناخت وظایف دینی خود تنها به نائبان عام آن حضرت که همان عالمان وارسته ومراجع بزرگ تقلید هستند مراجعه می کنند واین مسیری است که امام مهدی (عج) در نامه ای به یکی از چهره های مورد اعتماد شیعه نیز ابلاغ کردندو فرمودند:

(در مورد رویدادهایی که در آینده رخ خواهد داد برای شناخت وظیفه الهی خود در شرایط گوناگون به راویان حدیث ما-فقها- رجوع کنید زیرا آن ها حجت من برشما هستند ومن حجت خدا بر آنان هستم.)

به همین جهت پیشوایان معصوم ویژگی های فوق العاده را برای مراجع دینی وبالاتر ازان مقام ولایت امر مسلمین  بیان کردند :

امام صادق (ع ) فرمودند :

از میان فقها آن کس که دربرابر هر گناه کوچک یا بزرگ خود نگه دار بوده ، نگهبان دین وآیین مردم بوده ، با تمایلات وخواسته های شخصی مخالفت کرده واز دستورات مولا ی خود(امام زمان ) بر مردم است که از او پیروی کنند.


آخرین ویرایش: یکشنبه 6 آذر 1390 09:07 ب.ظ

 

تسلیت

یکشنبه 6 آذر 1390 08:13 ب.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

(بار الها اجلم راتو به تاخیر انداز چند روزسیت دلم تنگ محرم شده است.)

.....ایام سوگواری سید وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین تسلیت باد...


آخرین ویرایش: سه شنبه 8 آذر 1390 02:44 ب.ظ

 

توصیه دوستانه :

یکشنبه 8 آبان 1390 02:18 ق.ظنویسنده : م.ع منتظر

 

( 1 )

هنگامی که عصبی شدیم بهتر است : نوشیدن آب خنک + کشیدن نفس عمیق + توکل برخدا

 = آرام می شویم

( 2 )

هرصبح با اولین سلام برامام زمان از خواب بیدار شویم وهرشب با آخرین سلام بر ایشان به خواب رویم ، اثرات بسیار زیادی در زندگی روزانه داره

کافیه فقط چندروز امتحان کنید تااثرشو ببینید

( 3 )

شیطان از4 راه بر ما تسلط داره  میدونید چیه ؟

این 4 راه اطراف ماهستند  یعنی جلو ،عقب ، چپ وراست برا فرار از شیطان 2 راه سفارش شده

آن هم بالا وپایین است

یعنی سجده و دعا رو به آسمان به درگاه خدا

 

. . . . .منتظر نکته ها وتوصیه های خوب شما هستم . . . . .


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5